تحولات منطقه

در روزهای پایانی اسفند ماه گذشته و در جریان حملات دشمن آمریکایی و صهیونیستی به ایران، «نیم‌شب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان با شعار «قصه ایران» داوطلبانه راهی اکران شد.

روایت زنده جنگ در«نیم‌شب»
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

در روزهای پایانی اسفند ماه گذشته و در جریان حملات دشمن آمریکایی و صهیونیستی به ایران، «نیم‌شب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان با شعار «قصه ایران» داوطلبانه راهی اکران شد و تا به امروز با فروشی بیش از ۲.۵ میلیارد تومان، صدرنشین گیشه نوروزی شده و میزبان مخاطبان خود در سینماهای فعال در سراسر کشور بوده است.«نیم‌شب» روایتگر لحظات بحرانی در جنگ ۱۲روزه و براساس یک داستان واقعی است؛ جایی که یک موشک در نزدیکی بیمارستان فاطمه زهرا(س) در تهران سقوط می‌کند و داستان حول محور تلاش برای خنثی‌سازی این بمب شکل می‌گیرد. لحظاتی نفسگیر که این روزها و در جریان جنگی دیگر که کشور درگیر آن است، باز هم شاهد تکرار ماجرای «نیم‌شب» هستیم؛ از یک موشک عمل‌ نکرده در وسط دیوار یک منزل مسکونی در تهران تا خنثی‌سازی بمب یک‌تنی عمل نکرده در سازمان جهاد کشاورزی لرستان توسط تیم کشف و خنثی‌سازی سپاه لرستان.

روایتی از ایثار در دل خطر

اینجا در «نیم‌شب» نیز، «مهدی» شخصیت اصلی فیلم با بازی احسان منصوری، مسئول یک تیم امنیتی چک و خنثی است که همزمان با بحرانی در زندگی شخصی‌اش، خبر سقوط یک بمب در خیابان یوسف‌آباد را دریافت می‌کند و به محل اعزام می‌شود. روایت فیلم از نیمه‌شب آغاز می‌شود و تا صبح ادامه دارد؛ تلاشی شبانه از سوی نیروهای امنیتی و پلیس برای کنترل یک وضعیت بحرانی. آن‌ها مجبورند برای اینکه بمب را خنثی و جابه‌جا کنند بیمارستان را کاملاً تخلیه و بیماران را به پارک شفق منتقل کنند. اتفاقی که به راحتی امکان‌پذیر نیست و تیم امنیتی را با چالش‌هایی مواجه می‌کند.

«نیم‌شب» و چند نکته

فیلم از چند منظر قابل بررسی است؛ نخست روایت و فیلم‌نامه آن است. نگاهی به کارنامه مهدویان نشان می‌دهد او توانایی قابل توجهی در بازسازی موقعیت‌هایی مبتنی بر واقعیت به ویژه در تاریخ معاصر دارد که با مهارت او در خلق داستانی دراماتیک و تأثیرگذار، اغلب آثارش با چفت و بستی مناسب پرداخت می‌شوند، اما «نیم‌شب» به دلیل غلبه فضای مستندگونه بر درام، آن را به روایتی گزارشی و خطی نزدیک‌تر کرده و این دقیقاً پاشنه آشیل فیلم است که نبود بار دراماتیکی در آن بیش از حد محسوس شده و به همین علت فیلم بیشتر بر تنش‌های غریزی‌اش استوار است تا دراماتیزه شدن مناسب موقعیت.
از سویی دیگر، تمرکز فیلم بیشتر روی موقعیت و واقعه است تا شخصیت‌پردازی‌های عمیق. «نیم‌شب» به‌جز کاراکتر مهدی، شخصیت مؤثر دیگری ندارد که بتوان به آن متصل شد و برخی کاراکترهای فیلم همچون پزشک و پرستاران در داستان‌های فرعی حضوری گذرا و سطحی دارند و پرداخت نمی‌شوند. با این حال قهرمان مهدویان در این فیلم، مردی آرام اما در بزنگاه‌ها خروشان و در تنگناها خویشتندار است و در حفظ جان مردم از زندگی خود می‌گذرد و نقطه عطف این شخصیت را شاید بتوان در این مهم خلاصه کرد که مهدیِ «نیم‌شب» بیش از هر چیز، یادآور مردان و زنانی است که امروز جان بر کف برای حفظ میهن به میدان آمده‌اند.
نکته دیگر اینکه، فیلم به فراخور متمرکز بودن بر مفهوم مقاومت، مسئولیت‌پذیری، همبستگی و یکپارچگی ملی در بطن بحرانی فراگیر، گاهی بیش از حد درگیر شعار و کلیشه می‌شود، اما آنچه تا پیش از این و در یک نگاه کلی به ضعف فیلم تبدیل شده بود، حالا کارکرد خود را پیدا کرده و در میان روزهایی که همبستگی مردم به قلب تپنده این مقاومت ملی تبدیل شده، همان شعارهایی که از قاب «نیم‌شب» بیرون می‌زدند، اینجا در دل جنگ، آینه تمام‌نمای روایت زندگی شده است.بی‌شک فیلم تازه مهدویان خالی از ایراد نیست، حتی شاید بتوان آن را از منظر ساختار قابل انتقادترین اثرش دانست، اما تولید و اکران نیم‌شب در این بازه مهم تاریخ‌ساز در این سرزمین موضوعی است که نباید به سادگی از آن گذشت؛ چرا که فتح بابی برای ورود به دورانی تازه و شکل‌گیری نسبتی متفاوت میان سینما و جامعه است.

از راویان کهنه‌کار دفاع مقدس تا نسلی تازه در میدان جنگ امروز

دوران هشت ساله جنگ تحمیلی نه تنها یک برهه مهم تاریخی در کشور، بلکه سرفصلی تازه و منحصر به فرد در سینمای ایران بود و گفتمان غالب سینمای ما در دو دهه نخست پس از انقلاب را رقم زد؛ تا جایی که همین ژانر بومی و خودساخته «دفاع مقدس» چندین نسل سینماگر مؤلف و قابل اعتنا را به منصه ظهور رساند. سینمای دفاع مقدس در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ با حضور نسل اول سینماگران و مستندسازانی همچون شهید آوینی، ابراهیم حاتمی‌کیا، زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور، احمدرضا درویش و... بالنده شد. فیلمسازانی که هر کدام تجربه حضور در میدان‌های جنگ را داشتند و با مجموعه مستند، عکاسی و ساخت فیلم سینمایی هویت ویژه‌ای به این گونه بخشیدند.مسیری که این ژانر در طول عمر خود پشت سر گذاشته، روایت مفصلی از جبهه و خاکریز تا شرح آسیب‌های پس از جنگ بود؛ دهه‌های بعد وقتی نسل‌های جوان‌تر هم که ظهور کردند روزهای ندیده را به روایت آنچه از فیلمسازان پیشکسوت خود دیده و در کتاب‌ها خوانده بودند، بازآفرینی کردند و با نیرویی تازه‌نفس به انعکاس موقعیت‌های کمتر دیده شده در بزنگاه‌های جنگ هشت ساله و تصویر کردن پرتره سرداران جنگی پرداختند.اما امروز، روز دیگری است. نسل جدید فیلمسازان حالا با جنگی روبه‌رو هستند که برایشان دیگر خاطره رزمندگان از جبهه‌ها یا تماشای جنگ از قاب تلویزیون و پرده سینما نیست. آن‌ها نفس به نفس با این روزها همراه هستند و با گوشت و پوست خود آن را لمس کرده‌اند و شاهد عینی وقایع ریز و درشت آن از روزهای تلخ و سخت گرفته تا خلق صحنه‌های حماسی و غرورآفرین شده‌اند و «نیم‌شب» تنها بازتاب کوچکی از این لحظات تاریخ‌ساز است.

سینما در میدان جنگ روایت‌ها

سینما همواره برای خود رسالت‌هایی فراتر از سرگرمی قائل بوده، اما برخی موانع آن را از جامعه عقب انداخته و نتوانسته خود را با سرعت تحولات اجتماعی همگام کند، اما این درست همان لحظه‌ای است که سینما فرصت آن را یافته تا نبض جامعه را در دست بگیرد و همسو با جریان حرکت کند. تا پیش از این، هر گاه از جنگ سخن می‌گفتیم اغلب ذهنمان به گذشته‌ای دور پرتاب می‌شد؛ به عکس و فیلم‌های آرشیوی و روایت‌هایی که سال‌ها بعد بازسازی شده‌اند اما جنگ امروز با واکنش سریع فیلمسازان همزمان به روایتی سینمایی تبدیل می‌شود.
با این حال جنگ امروز، جنگ روایت‌هاست. جنگی که رسانه‌ها در مقیاسی وسیع و غیر قابل کنترل، هدایت و جهت‌دهی آن را در دست دارند و در مقابل، ایرانی که امروز در جنگی نامتقارن به طور همزمان در چندین جبهه می‌جنگد و با وجود مختصاتی متفاوت از جنگ کلاسیک هشت ساله، درگیر جنگی مدرن متکی بر فناوری‌های پیشرفته هوش مصنوعی و حملات سایبری تا عملیات‌های هوایی و... شده است. این موقعیت، رسالت سینما را به عنوان راوی صادق و تیزبین این میدان، حساس‌تر و مسئولیت آن را دوچندان می‌کند و در کشاکش جنگی که بسیاری از وقایع آن در هیاهوی خبرها گم می‌شوند، این سینماست که می‌تواند لحظه‌ای را متوقف کند و با خلق یک سند دراماتیک از تجربه‌های یک ملت به آن معنا ببخشد.

ما به سینما درس پس می‌دهیم

«نیم‌شب» با تمام کم و کاستی‌هایش، نخستین گام در این مسیر است. فیلمی که خودش با واکنشی سریع و به موقع در روزهای جنگ ساخته شد و چند ماه بعد در دل جنگی بزرگ‌تر به نمایش درآمد تا سندی بر مقاومت، ایثار و سربلندی مردم این مرز و بوم باشد. همان طور که مهدویان می‌گوید؛ «ما به سینما درس پس می‌دهیم. باید زندگی کنیم. خط مقدم این جنگ، فقط موشک و بمب نیست. زندگی هم هست و ما مردم ایران سربازان خط مقدم زندگی هستیم. شکوه زندگی مردم ایران است که جنگ را مغلوب کرده، حالا درهای سینمای ایران به روی مردم باز است‌؛ «نیم‌شب» قصه ایران است. فیلمی است درباره‌ بزرگی زندگی به هنگام جنگ در تهران، این دژ زیبا و شکست‌ناپذیر».

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha